خدا چپ پیام

ارسال شده توسط stuxstu
2009 2009 مه 25

image من تا به حال شده است با مشکلات ارتباط با مدیر محصول من با اکثر معامله. او نمی خواست گوش او نگه داشته با ایجاد تغییرات و او را به من بگویید نه آنچه که او انجام داد. این منجر به چند تماس خیلی عصبانی تلفن با مشتریان و توزیع کنندگان. همانگونه که به نابودی نمی آخر هفته من ، من را توت پایین و امتناع حتی در لپ تاپ من برای ترس از دیگر بلایای طبیعی اتفاق می افتد نگاه کنید! آیا واقعا کار نمی کند ، من fumed تمام آخر هفته (شما می توانید همسرم پرسید.

که صبح روز دوشنبه مجبور شدم بلند شوید زودرس و پرواز به لس آنجلس ، کالیفرنیا. من می دانستم ، من فقط می دانستند که من در 2 بفرستد من نگاه کرد که آن روز صبح من بیشتر عصبانی بیش از پیدا کنید. من در خودرو ساخته شده و من به اشتباه هولناک از روشن توت. وجود آن بود ، ایمیل دیگری ساخته شده است که من مثل یک احمق از اظهارات من به احساس مشتری ساخته شده! پس من چه کار میکنم اما ، من خواندن و دوباره خواندن ایمیل های دیگری که به من عقل و هوش.

در زمانی که من به فرودگاه پارک کردم و ماشین من در پارکینگ بلند مدت ، آماده شدم برای جنگ جهانی سوم. من فکر کردم تا راهی برای حتی. شاید من ترک ، شاید من فقط می توانست مشتریان عصبانی او را! سپس ایده ها در مورد چگونگی آغاز شده جریان من واقعا حتی می تواند دریافت که من به ایستگاه اتوبوس برای پارکینگ فرودگاه راه رفت....

همانطور که به ایستگاه اتوبوس کردم ، من pacing و فقط fuming شد. همانطور که من دوباره خواندن ایمیل (بله دوباره) ، دیدم که این قطعه به رنگ زرد روشن از مقاله است. منظور من آن زرد نئون بود ، شما می توانید این قطعه را پیدا نکنید اگر مقاله را از 50 پا دور ، اما به نوعی من در کل از دست رفته از آن پیاده روی تا ایستگاه اتوبوس.

خواندن این "مدیریت خشم" در پررنگ کلمات بزرگ ، با لیستی از چیزهایی برای انجام به آرامش دعوت می کرد.

من فکر می کنم آن را در زمان 5 دقیقه برای جلوگیری از خنده. من خصوصی. خدا یکی به من باقی مانده است. این نشانه بود ، به آرامش دعوت می کرد. من در زمان به دنبال مشاوره و دستورالعمل... خنده هم تمام.

روز من از آماده شدن برای جنگ جهانی سوم تغییر در تلاش برای درک چگونگی حرکت گذشته مشکل. در زمانی که من به لس آنجلس کردم ، کالیفرنیا مدیر محصول درک آنچه که من را ناراحت کرده بود ، عذرخواهی کرد و از ما در مورد چگونگی انجام کسب و کار با هم بیشتر به عنوان یک تیم به احترام متقابل هستند. کدام است همه من می خواستم...

چه می توانست جنگ ، ruining شهرت من در روند ، و به طور بالقوه از دست دادن کار من ؛ به پایان رسید با تشکر از شما و برخی از احترام متقابل هستیم. این شهر همچنین دارای سرب من این وب سایت برای ایجاد ، که بخش دیگری از پیام بود. 1 خدا نگه داشته که با قرار دادن پشت در جلوی من...

شده است دو سال از آن روز ، اما من هنوز هم خنده وقتی می بینم که کاغذ زرد نئون درخشان را در حافظه من است. خدا پیام برای من باقی مانده و بر خلاف بسیاری از مواقع در زندگی من ، من گوش.

لطفا چند دقیقه و نوشتن پیام خدا شما را ترک کرد. با تقسیم جهان ، که خدا وجود دارد و اثبات شده است در مقدار "پیام" خارج وجود دارد. شما ممکن است کسی تماس ، شما ممکن است کسی ایمان خود ، و یا حتی تجدید ایمان خود را برای یافتن به ارمغان بیاورد.

مهم نیست که چقدر بزرگ و کوچک خصوصی. این پیام شما بود و من امیدوارم که سهم شما خواهد شد. آن را برای شما به نحوی تغییر ، مانند آن را به من تغییر کرده است.

پیام جدیدتر :

4 پاسخ

  1. جاسپر می گوید :

    Stu ،

    اینا هیچ کدوم داستان بسیار خوب ، من مطمئنا می تواند مربوط LOL. من هنوز از زمانی که خدا پیام برای من تفکر چپ ، می دانم زمان محلی شما با شد وجود دارد...

  2. مونیک می گوید :

    بسیار واضح است ، اما شگفت انگیز نشانه!

  3. لری می گوید :

    من مطمئن هستم که خدا به من چپ پیام ها ، من به یاد داشته باشید که خدا به من خوب نقطه پارک نزدیک تنها برای بیمار شدن. خداوند خوب است!

  4. stuxstu می گوید :

    با تشکر از شما... آن بود بسیار آشکار است. گاهی طول می کشد نشانه نئون برای جلب توجه شما.

شما باید وارد سایت نشده اید برای ارسال نظر.

آدرس دنبالک برای این نوشته